محمدجواد فضل الله ( مترجم : سيد محمد صادق عارف )
33
الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي )
مدرسه امام صادق عليه السّلام گذرانيده است ، همچنين پاسخ او را به پرسش اين كه : كدام كس را به فقه داناتر ديدهاى ؟ كه گفت : جعفر بن محمّد را ، تاريخ ثبت كرده است . و نيز بسيارى از گفتارهاى پيشوايان و بزرگان اهل سنّت ، درباره امام صادق عليه السّلام و ديگر ائمّه اهل بيت عليهم السّلام در دل تاريخ ضبط است ، كه همه از تقدّم آنان بر كافّه مردم ، و نياز جميع امّت به آنان حكايت دارد ، ولى ديده مىشود بخارى در صحيح خود ، از اثبات روايتى كه سلسله سند آن ، به امام صادق مىرسد ، پرهيز كرده است ، زيرا درباره آن حضرت ، در دل خود احساس شكّ و ريب مىكند . ابن حجر در تهذيب التّهذيب مىگويد : دشوارى تميز ميان احاديث صحيح و غير صحيح او ، بخارى را وادار كرده كه چيزى از احاديث او را روايت نكند « 1 » . ولى ابن حجر براى ما بيان نكرده است ، كه بخارى چگونه ميان روايات درست و نادرست ابو هريره و امثال او ، از وضّاعان و جعلكنندگان حديث ، تميز داده ، و صحيح از غير صحيح آنها را شناخته است ، ممكن است ابن حجر بگويد بدين علّت كه ، صحابه همگى در نهايت عدالتند ولى بىشكّ اين عذرى بدتر از گناه مىباشد ، زيرا بررسى احوال صحابه ، و رفتار آنها با يكديگر ، و تفسيق برخى از آنها بعض ديگر را كذب اين گفته را ثابت و محقّق ساخته است . به راستى ما اين وضع شگفتانگيز را ، به هيچ روى نمىتوانيم تفسير و توجيه كنيم ، جز اين كه آن را برخاسته از تعصّبات ، و ناشى از تأثيرات جوّ مذهبى حاكم بدانيم ، همان جوّى كه از ديرزمان ، به سموم كينه و بغض اهل بيت عصمت عليهم السّلام آميخته و آلوده بوده است و دنبالهاى است از كوششهاى پيگير معاويه و يارانش و خلفاى جور پس از او كه مىكوشيدند شكافى را كه ميان امّت و خاندان نبوّت ، به وجود آمده بود ، هرچه عميقتر و وسيعتر گردانند و آنان را از حيات عملى و واقعى زندگى مردم ، كه به نصّ پيمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله جز به هدايت و رهبرى آنان ، سامان نخواهد يافت دور سازند ، حديثى كه ذكر شد ، و احاديث بسيار ديگرى كه كتابهاى شيعه و سنّى از آنها پر است ، حاكى اين نصّ است . در غير اين صورت چگونه مىتوان خوددارى و اعراض بخارى را از روايات امام
--> ص 8 . ( 1 ) - تهذيب التهذيب ج 2 ص 103 .